گوش دادن، مهمترين مهارت ارتباطي است که در رابطه بين افراد ميتواند صميميت ايجاد کند و به تداوم آن کمک نمايد. گوش دادن تعهدي براي فهميدن و رسيدن به درک همدلانه است تا از علايق، نيازها و تعصبات خود بکاهيم و از زوايه طرف مقابل به موضوع نگاه کنيم. گوش دادن نشانه مهر و محبت ما به طرف مقابل است. ....
منبع:سلامت
ادامه مطلب
خداوند عزیز خطاب به حضرت داوود (ع) چنین میفرماید:
ای نبی من بدان من در این دنیا چهار چیز را در چهار عمل قرار داده ام ولی آدم عملی غیر آن انجام میدهد و هرگز اینچنین به آنها دست نمی یابد.
من علم و دانش را در تلاش و گرسنگی قرار داده ام ولی آن را در سیری و راحتی می جویند
من عزت را در اطاعت از خودم قرار داده ام ولی آن را در اطاعت از پادشاهان می جویند
من بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ولی آن را در ثروت می جویند.
من رضایت خود را در غضب مردم بر نفس خویش قرار داده ام ولی آنها خوشنودی را در رضای نفس می جویند.
با دقت در این جملات شاید پی ببریم چرا گاهی با تلاش فراوان به نتیجه دلخواه نمیرسیم و چرا با وجود این همه امکانات رفاهی مردم افسرده تر و خسته تر از گذشته اند.
چرا برخی همیشه فقط آیه یاس میخوانند و نمیدانم و نمیشود آدامس آنهاست؟
بعضی وقتها به اینها افراد محتاط میگویند ولی اکثرا به اینها منفی بین یا گاهی اشتباها بدبین هم میگویند ولی صحبت ما منفی بینی است.افراد منفيبين، جنبههاي مثبت يک رفتار يا رابطه را حذف ميکنند و بيشتر به جنبههاي منفي و مسالهدار توجه ميکنند. در واقع انتخابهايشان گسسته است و به قسمتهايي از يک موضوع توجه شديد و به ساير بخشها بيتوجه هستند.
ادامه مطلب
رابطه جنسی قبل از ازدواج؟(منظور با فرد مورد نظر برای ازدواج)
شاید با دیدن این سوال با خود بگویید که مسلما جواب منفی است ولی جالب است بدانید که این نظر برای خود مانند سایر نظرات روانشناسی و جامعه شناسی طرفداران و مخالفانی دارد.
موافقان می گویند این رابطه جزیی از پروسه شناخت دختر و پسر از همدیگر است و چون رابطه جنسی جزیی لاینفک زندگی مشترک است پس دو نفر که قصد ازدواج دارند باید بدانند که ایا از نظر رفتار و طبع جنسی همدیگر را راضی میکنند و به قول بهتر ایا با شریک جنسی ذهنیشان یکی است یا نزدیک.
مسلم است مردی که خواهان یک رابطه جنسی با تحرک فراوان است زنی میخواهد که در طول رابطه مانند خودش مهیج باشد و کسی که رابطه جنسی رمانتیکی میخواهد مسلما شریکی نیز اینچنینی میسندد.(با سرد مزاجی اشتباه نشود).
و اگر دو طرف قبل ازدواج با هم رابطه جنسی داشته باشند شناخت بیشتری از هم پیدا کرده و مسلما کمتر به امار 70 درصد طلاقها(عامل 70 در صد طلاقها نا رضایتی جنسی است)اضافه می شود.
در مقابل مخلفان این ایده هم دلایل خود را دارند :
رابطه جنسی تنها عامل نگهدارنده دوام زندگی نیست چرا که پس از مدتی (کمتر از یک سال) رابطه جنسی آن هیجان اولیه خود را از دست داده و تبدیل به عملی می شود که عموما برای شبهای قبل از روز تعطیل است.
و آنچه نقش بیشتری در تداوم زندگی دارد آن تفاهم طرفین در پیشبرد زندگی است . و این کشش جنسی مانند نیرو محرکه اول زندگی است .
در ثانی ایا افراد در معدود روابط جنسی قبل ازدواج واقعا آنچه را که خود هستند نشا میدهند یا نقش بازی میکنندو با توجه به اینکه در این گیرو دار آشنایی عموما افراد میخواهند برای طرف بهترین باشند پس ظن نقش بازی کردن بیشتر است.
همچنین ممکن است افرادی به این بهانه سو استفاده هایی نیز انجام دهند.
و حتی استرس اوایل باعث مشود فرد در رابطه راحت نبوده و صورت واقهی نمایان نشود
هر چند در فرهنگ ما این رابطه مردود و ممنوع است ولی در جامعه ما هم مشاورانی هستند مه به این ایده با دید مثبت می نگرند و بالعکس.
ولی آنچه تا کنون من خوانده و جویا شده ام دلایل مخالفان محکمتر از موافقان است.
نظرو دلیل شما چیست؟ در قسمت نظرات منتظرم
روانشناسی علمی جذاب و گسترده است و به قطع نه می توان گفت جدید و یا قدیمی است. و در هر دین وایین و مذهبی بو نوعی رد ÷ایی در آن میبینیم حال از روانشناسی تجربی یا اکادمیک.
اما موضوع مورد بحث این ÷ست از وبلاگ مربوط به روانشناسی و اسلام یا بهتر بگویم روانشناسی اسلامی است.
امروزه (متاسفانه) در مباحث روانشناسی کمتر ردپایی از اسلام یا دین میبینیم. طبیعتا تمام ادیان الهی تاکیدی بر انسان شناسی داشته اند ولی تاکید امروز من بر اسلام است دلیل آن شاید مذهب خودمان باشد ولی در کل قابل تعمیم به تمام ادیان الهی است. متاسفانه مبحث روانشناسی و اسلام مانند سیاست ودین شده همانطور که اکثر کشورها دین را در سیاست دخالت نمی دهند اسلام نیز با روانشناسی امروزه دور افتاده و بیگانه شده اند هرچند که ما در آیات و روایات تاکید زیادی بر انسان شناسی داریم و آنرا مقدمه خداشناسی می دانیم.و امروزه نسبت کتابهایی که در مورد روانشناسی اسلامی منتشر شده نسبت به دیگر کتب روانشناسی به جرات میتوان گفت بسیار ناچیز است.و به همان کتابهاب علم النفس از دیدگاه اسلام که با نامهای گوناگونی منتشر شده بسنده می کنند. در اضافه من این را هم قبول دارم که در کشور های غربی بار تحقیقات روانشناسی به دوش گرفته شده و کمتر کشور اسلامی این کار را انجام داده(که نداده). ولی باید قبول کنیم که اعتقادات آنه با ما متنفاوت است واین نیز در برخی تحقیقات ـنها مسلما موثر خواهد بود و درمان برخی بیماری های روانی بر اساس نسخه آنها شاید برای ما سخت باشد . مثلا درمان خودارضایی در مردان با ارتباط با جنس مخالف(در اینجا نامشروع)
.خود میدانیم که برای ما کار آسانی نیست.
سوال اینجاست چرا با تاکیدی که در دین ما به انسان شناسی شده ولی هیچ گام و اقدام تحقیقی و پژوهشی در باره روانشناسی و درمان بیماری های روانی بر اساس دین و فرهنگ خودی نشده؟ چرا ما لابراتوار روانشناسی مجهزی ندارم که دانشجویان و اساتید ما به راحتی و بدون موارد دست و پا گیر دران کار کنند؟
در قسمت نظرات منتظر گفته های شما عزیزان هستم.