به عقيده رواندرمانگرها، بعد از يک بحران اقتصادي واکنش افراد به آن متفاوت است. در حالي که عده زيادي مضطرب و نگران حسابهايشان را چک ميکنند، عدهاي هم با بيخيالي شانه بالا مياندازند و کانال تلويزيون را عوض ميکنند. به عقيده روانشناسان نوع واکنشي که فرد در زمان شرايط نامتعادل اقتصادي نشان ميدهد، ميزان استرس دروني او و استرسپذيرياش را مشخص ميکند. اما تفاوت در بين واکنشها نسبت به استرس هميشه هم به مقدار موجودي حساب بانکي ربط ندارد و بيشتر يک مساله دروني است که به خود فرد ربط دارد و ميتواند از يک سردرد ساده تا يک هراس و وحشت کامل متفاوت باشد. خانم دکتر کاتلين گورني که مسوول يک موسسه روانپزشکي مخصوص استرسهاي اقتصادي است، ميگويد: «ممکن است دو نفر به يک اندازه از نظر مالي ضرر کنند اما نوع دريافت و نگرش فرد به اين ضربه اقتصادي و همچنين سابقه و تجربه فرد در کنار آمدن با مشکلات مشابه در گذشته و استرسهاي همراه آن است که مشخص ميکند در اين بحران اقتصادي چه ميزان استرس را تحمل ميکند.»...
ادامه مطلب
هنر حل مساله
استراتژی جورج پولیا در حل مساله:
پولیا می گوید : روند حل مساله عبارت است از :" جستجوی راه خروج از دشواری ها یا مسیر عبور از مانع ها " . پولیا مراحل حل مساله را که شامل چهار مرحله است به صورت زیر بیان می کند :...
ادامه مطلب رو بخونید لطفا
ادامه مطلب
حتما شما هم شنيدهايد که ميگويند فلاني امروز از دنده چپ بلند شده است. هيچ ميدانيد وضعيت خواب شما در هنگام شب ميتواند بيانگر شخصيت شما باشد؟ مطالعات اخير دانشمندان نشان داده است که بهطور کلي شش حالت براي خواب وجود دارد که هر کدام از اين حالات بيانگر نوعي از شخصيت اشخاص است...
همانطور که اشاره شد دانشمندان بر اين باور هستند که افراد شبها به 6 حالت متفاوت ميخوابند و اين حالات متفاوت ميتواند نشانههايي از شخصيت آنها باشد. همه ما از زبان بدن خود هنگام بيداري آگاهي داريم. اما در حال حاضر با تحقيقاتي که انجام شده است ما ميتوانيم ببينيم ضمير ناخودآگاه ما چه چيزهايي را در موردمان ميگويد.
درهمين رابطه در اين مقوله به شش نوع روش به خواب رفتن و اينکه هر کدام چه بعدي از شخصيت ما را نشان ميدهد، ميپردازيم.
1 خوابيدن به حالت جنيني
کساني که به حالت جنيني ميخوابند، به عبارتي به پهلو ميخوابند و پاهايشان را در شکم خود جمع ميکنند در حالي که دستهايشان روي هم و در جلوي صورتشان قرار دارد، معمولا از جمله اشخاصي هستند که بسيار حساساند. آنها ممکن است در ابتدا که با ديگران ملاقات ميکنند خيلي خجالتي به نظر برسند اما به زودي با ديگران ارتباط برقرار ميکنند. اين وضعيت خواب در ميان اشخاص مختلف بسيار متداول است و در زنان نسبت به مردان دو برابر افزايش مييابد.
2 خوابيدن به حالت صاف
اغلب کساني که به پهلو و حالت صاف ميخوابند و دستهايشان نيز به حالت صاف در کنارشان قرار دارد، افرادي اجتماعي هستند که خيلي زود به غريبهها اطمينان ميکنند اگرچه ممکن است گول بخورند.
3 خوابيدن به حالت نيمهخميده
کساني که به پهلو ميخوابند در حالتي که تنهشان کمي به سمت جلو خم شده و دستهايشان هم کشيده و در جلوي صورتشان قرار دارد، بهطور معمول آدمهاي رک و در عين حال شکاک و عيب جو نيز هستند. آنها خيلي دير تصميم ميگيرند اما وقتي تصميم گرفتند، هرگز آن را عوض نميکنند.
4 خوابيدن به حالت طاقباز
کساني که به پشت ميخوابند در حالي که دستهايشان در کنارشان قرار دارد اغلب اشخاصي آرام و محتاط هستند. آنها هياهو و سروصدا را دوست ندارند اما استانداردهاي بالايي را براي خود و ديگران تعيين ميکنند.
5 خوابيدن روي شکم
معمولا کساني که به حالت دمر ميخوابند، دستهايشان هم روي بالش است و سرشان به يک طرف قرار دارد، از جمله اشخاصي هستند که اغلب اجتماعي، بيپروا و گاهي پررو هستند. آنها از انتقاد خوششان نميآيد و افراط را دوست ندارند.
6 خوابيدن به پشت
کساني که به حالت طاقباز ميخوابند و دستهايشان را روي بالش ميگذارند، بهطور معمول دوستان خوبي براي خود پيدا ميکنند، زيرا آنها هميشه آماده شنيدن حرفهاي ديگران هستند و درصورت نياز به آنها کمک ميکنند.
در اين تحقيقات همچنين مشخص شد که اين شش حالت خواب بر سلامت اشخاص نيز تاثير ميگذارد. به عنوان مثال خوابيدن به حالت دمر در حالي که دستها روي بالش قرار دارد، براي گوارش مفيد است. در حالي که طاقباز خوابيدن به حالتي که دستها روي بالش قرار داشته باشد يا در کنار بدن باشد موجب خرخر کردن و خواب بد شبانه ميشود. خوابيدن به پهلوي چپ نيز موجب استرس بيشتر اندامهاي دروني از جمله کبد و ريهها ميشود. طاقباز خوابيدن به حالت صاف نيز موجب فراهم شدن فضاي بيشتري براي تنفس اندامهاي دروني شما ميشود و وقتي شما از خواب بيدار ميشويد احساس بهتري خواهيد داشت.
گفتني است از آنجايي که وضعيت خواب بيشتر اشخاص در طول شب تغيير نميکند، بنابراين نحوه خواب آنها ميتواند مسايل بسياري را در خصوص شخصيت آنها بگويد.
منبع: سلامت
مرگ !! واژه ای که کمتر کسانی از آن ترس ندارند. ولی چرا مردم اینقدر از مرگ می ترسند که حاضرند به خاطر گریز از آن هر دردی را تحمل کنند. بهتر می دانم با توجه به دین و فرهنگمان از دید مذهب این مقوله را بررسی کنیم.
در کتاب قران در باره مرگ با خوف و امید سخن گفته شده و مردم را از مرگ میترساند در صورتی که حساب اعمال خود را نداشته باشند و نوید میدهند به زندگی بهتر بعد از مرگ برای تقوا پیشگان را. ولی برخی مرم ما قران را میخوانند و یا به نحوی از طریق رسانه ها تفاسیر و ترجمه ها را میشنوند و در ماههایی از سال مثل محرم و رمضان این مباحث بیشتر به گوش مردم میخورد ولی باز هم از مرگ میترسیم.
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بسیار در مورد مرگ سخن گفته ومردم را به هوشیاری در برابر دنیا دعوت کرده . مثالهایی را توجه کنید:
آنچه که مردگان دیدند اگر شما میدیدید ناشکیبا بودید و می ترسیدید و می شندیدید و فرمان می بردید . دنیا خانه آرزوهایی است که زود نابود میشود و کوچ از این وطن حتمی است.... فرزند و مال در برابر پاداشی که برایتان انتظار دارم و از عذابی که از آن بر شما می ترسم بسیار ناچیز است.
مردم بوسیله دنیا آزمایش میشوند و هرچه از دنیا برای دنیا بدست اورند از کفشان میگریزد وبه هرچه برای آخرت تهیه کرده اند خواهند رسید.
همانا بهره هرکدام از شما از زمین به اندازه طول و عرض بدنتان است .... خود را بسنجید قبل از آنکه سنجیده شوید ....
دنیا منظره دلفریبی است و سرانجامی خطر ناک دارد برای فریبخورده ان...
برای رسیدن به بهشت رفتاری متناسب انجام دهید زیرا دنیا برای زندگی همیشه شما آفریده نشده و گذرگاهی است برای برداشت توشه آخرت.
در همه موارد بالا که از نهج البلاغه نقل شده مردم به پرهیز از دنیا دعوت شده اند و منظور جلوگیری از افراط و تفریط در برخی امور است و نباید با عزلت از دنیا اشتباه شود. ولی ما از مرگ میترسیم !چرا ؟ شاید یک دلیلش این است که خود از کرده خود آگاه تریم. ترس از مرگ از لحاظ روانشناسی طبیعی است ولی از لحاظ دین مختص کسانی است که تخطی می کنند.اگر نخواهیم سر خود را کلاه بگذاریم مرگ واقعیتی از زندگی است مانند نفس کشیدن . برخی مردم به ظاهر مدرن بحث از مرگ را کاری بیهوده و ترس آور میدانند و به ظاهر از این واقعیت موقتا آسوده خیال میشوند . مرگ را باید پذیرفت و هر لحظه او به سوی مت میاید هرچند که ما از آن بگریزیم. پس گریز از چیزی که بر همه روشن است که به ما میرسد جز صرف انرژی در خلاف جهت طبیعت چیز دیگری نیست . کاش به جای صرف این انرژی در این راه آن را در راه تطابق خود با آموزه های نهج
البلاغه و قران می کردیم. ترس از مرگ از ترسهایی است که راه درمان دارد و کسی که این ترس را درخود ریشه ای درمان کند مسلما از لحاظ روانی فردی سالم است.راه درمان ان در بکار گیری و دخالت دادن معنویات در زندگی است . گریز از معنویات و دور کردن آن از زندگی چیزی جز افزایش جمعیت در مطب روانپزشکان و کلینیک های روانشناسی در بر ندارد . دوستان دقت کنند که روانشناسی مدرن شاید برخی بیماری ها را درمان کند ولی آن را در فرد ریشه من نمی کند . راه درمان در خودتان است .