شاید در این حالت برایتان قابل درک نباشند ولی عموما افرادی که این خبر را می شنوند پنج مرحله را می گذرانند:
اليزابت کابلر در راس يکي از مشاهير بزرگ مرگشناسي جهان است که درباره واکنشهاي شخصي نسبت به مرگ قريبالوقوع اطلاعات مفيد و جامعي ارايه کرده است. وي معتقد است که افرادي که از زمان احتمالي مرگ خود باخبرند تقريبا با پنج مرحله ذهني روبهرو ميشوند.
شوک و انکار
هنگامي که به فردي گفته ميشود که در اثر بيماري يا هر علت ديگري زمان مرگش نزديک است، نخستين واکنش ابتدايي او با شوک همراه است. ممکن است خود در ابتدا گيج و منگ به نظر برسد و سپس از قبول تشخيص سر باز زند. اين افراد ممکن است هرگونه اختلال و مشکلي را منکر شوند. برخي از افراد و بيماران هرگز از اين مرحله فراتر نميروند و ممکن است از نزد اين پزشک به آن پزشک مراجعه کرده تا اينکه بالاخره پزشکي بيابند که نظر آنها را تاييد ميکند. به نظر ميرسد که ميزان انطباقي بودن يا غير انطباقي بودن افکار به اين بستگي دارد که آيا بيمار با وجود انکار پيشآگهي، به جستجوي درمان ادامه ميدهد يا خير.
در چنين مواردي پزشک بايد با بيمار و خانوادهاش به نحوي محرمانه و صريح صحبت کند و اطلاعاتي اساسي درباره بيماري، پشآگهي آن و امکانات درمان در اختيار آنان قرار دهد. جزو لاينفک مکالمه موثر اين است که پزشک به بيمار اجازه دهد واکنشهاي هيجاني خود را ابراز کند و به او اطمينان دهد که تنها نخواهد ماند.
مرحله خشم
بيماران از اينکه دچار بيماري يا مرگ قريبالوقوع شدهاند، احساس ناکامي و خشم ميکنند. آنان اغلب ميپرسند: «چرا من؟» خشم اين بيماران ممکن است متوجه خداوند، سرنوشت، دوست يا يکي از اعضاي خانواده شود و حتي ممکن است خودشان را سرزنش کنند. بيمار ممکن است خشم خود را به کارکنان بيمارستان و پزشک منتقل کرده و آنها را به دليل بيماري سرزنش کند. مداراکردن با بيماران در مرحله خشم دشوار است. پزشکي که نميتواند درک کند خشم واکنشي قابل پيشبيني است، ممکن است از بيمار کناره بگيرد و يا مراقبت او را به پزشک ديگري واگذار کند. افرادي که با بيماران خشمگين سر و کار دارند، بايد درک کنند که خشم ابرازشده را شخصي تلقي نکنند. پاسخي همدلانه و غيردفاعي ممکن است در فرونشاندن خشم فرد موثر باشد و به وي کمک کند روي احساسات عميق خود مانند سوگ، ترس و تنهايي که زيربناي خشم را تشکيل ميدهند، تمرکز کنند.
مرحله چانهزدن
بيمار ممکن است سعي کند با پزشک، دوستان يا حتي خداوند معامله کند. به طور مثال در برابر بهبود، شخص به يک يا چند قول خود وفا خواهد کرد. براي مثال، صدقه بدهد يا اعتقادات مذهبي بيشتري پيدا کند. جنبه ديگر چانهزدن اين است که بيمار معتقد است اگر خوب و سر به راه باشد، پزشک او را بهبود خواهد داد.
مرحله افسردگي
در مرحله چهارم، بيمار علايم باليني افسردگي مانند کنارهگيري، کندي رواني حرکتي، آشفتگي خواب، نوميدي و احتمالا افکار خودکشي را نشان ميدهد. افسردگي ممکن است واکنشي در برابر اثرات بيماري بر زندگي شخص باشد (مانند از دست دادن شغل، مشکلات مالي، درماندگي و جدايي از دوستان و خانواده) و يا ممکن است نتيجه پيشبيني از دست دادن حيات باشد که ناگزير پيش خواهد آمد. هر کسي ممکن است با پيشبيني مرگ خود تا حدودي دچار غمگيني شود و اين غمگيني طبيعي نيازمند مداخلات زيستي نيست. اما اختلال افسردگي عمده و افکار خودکشي فعال را ميتوان با مداخلات مناسب تخفيف داد و نبايد آنها را به عنوان واکنشهاي به هنجار نسبت به مگر قريبالقوع پذيرفت. شخصي که از اختلال افسردگي عمده رنج ميبرد، ممکن است نتواند اميد خود را حفظ کند. اميد ممکن است در طولانيشدن عمر نيز موثر باشد و وقار و کيفيت زندگي بيمار را بهبود بخشد.
مرحله پذيرش
در اين مرحله، بيمار درمييابد که مرگ اجتنابناپذير است و جهان شمول بودن اين تجربه را ميپذيرد. احساسات بيمار ممکن است از بيتفاوتي تا خلق نشئه متفاوت باشد. در شرايط ايدهآل، بيمار احساسات خود را درباره اجتنابناپذير بودن مرگ حل ميکند و قادر است درباره مواجهه با امري ناشناخته صحبت کند. کساني که باورهاي قوي مذهبي دارند و به زندگي پس از مرگ اعتقاد دارند، ممکن است با اين جمله آرامش بيابند: «از مرگ نهراس و به ياد بياور آنهايي را که پيش از تو رفتند و آنهايي که پس از تو خواهند آمد.»
هرم مازلو
هر کس از کاری که میکنه هدفی داره البته به جز دیونه ها ولی معمولا آدم عاقل کاری رو به علتی انجام میده که ممکنه آگاهانه یا ناآگاهانه باشه از اونجا من بد نیست هرم مازلو رو توضیح بدم . اینطوری خیلی از مسائل روشن میشه.سلسله نیازهای مازلو به این ترتیبه :
۱-نیازهای فیزلوژیکی ( نیاز به غذا نیاز تولید مثل .....)
۲-نیاز برای احساس امنیت
۳-نیاز برای احترام اجتماعی
۴- نیاز به خودشکوفایی
۱-به صورت آماری میشه دید طبقه اول هرم مازلو که شامل نیازهای فیزیولوژیکی میشه در جامعه ای مثل ما افراد بیشتری را درگیر میکنه چطور از یک نفری که گرسنه است انتظار داریم در مورد دموکراسی فکر کنه کسی که دنبال جفت میگرده چطور باید به فکر سرآغاز جهان یا مکانیک کوانتومی باشه .... . این نیاز خودش رو به صورتهای مختلفی نشون میده و در دنیای مجازی اینترنت هم .... تا انسان این مرحله رو نگذرونه پله بعدی....
۲-نیاز به امنیت هم یکی از نیازهای اساسی در هرم مازلوست و در مکان دوم جای داره در حالی که طرف احساس امنیت نمی کنه و هر لحظه در بی امنیتی به سر میبره رفتن به پله های بالاتر منتفیه .
۳-نیاز به احترام اجتماعی بعد از مراحل گذشته نیاز به احترام اجتماعی جزو نیازهای اساسی در میاد برای کسی که شکمش پره از دو مرحله قبل گذشته باشه این نیاز دیده میشه که خواهان دیدن و شنیده شدن هستند .
۴-نیاز به خودشکوفایی اگر همه مراحل قبل سپری شده باشه نیاز به خودشکوفایی پیدا میکنه در این مرحله وضعیت به صورتی است که شخص برای شکوفا شدن خود گام بر میدارد و البته من دیدم افرادی که از این دست به حساب می آیند هر چند انگشت شمار ....
توضیح : البته بعضی ها هستند که در همه جای هرم مازلو حضور دارند و بعضی ها هم عادت دارند جهشی کاراشون رو انجام بدهند .
دکتر "فرهنگ هلاکوئی" دارای درجه دکترا در رشته "جامعه شناسی" و سه فوق لیسانس دررشتههای "اقتصاد" ، "روانشناسی" دکترفرهنگ هلاکوئی دارای درجه دکترا در رشته جامعه شناسی و سه فوق لیسانس دررشتههای اقتصاد،روانشناسی و مشاورازدواج، خانواده و کودکان است. اواستاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر در داخل و خارج ازایران بوده است. دکترهلاکوئی مدیر مرکز بهزیستی "بورلی هیلز" میباشد و به عنوان مشاورازدواج، خانواده و کودکان دراین مرکز به کار مشغول است. اوهمچنین سمینار، کنفرانس و کلاسهائی درباره موضوعهای مختلف شناخت، رشد و تکامل فردی و اجتماعی به هموطنان و همزبانان تقدیم میدارد.
برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید:
مطالب زیر آموزه هایی ساده و قابل اجرا برای کنترل افسردگی است . که با اجرای اون و خواست فرد میشه اون رو کنترل کرد:
1. برای خود اهداف قابل دسترس تعیین كنید ، از بلند پروازی خودداری کنید و سعی کنید منطقی تر باشید .
2. تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید. و سعی کنید خود را در امور نامربوط غرق نکنید . بارهای اضافی ممکنست شما را زمینگیر کنند و حتی از وظایف اصلی نیز منحرف کرده و باز دارند.
3. كارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای كوچك تقسیم كنید. تا مدیریت و انجام آنها راحت تر و امکان پذیرتر باشد. توجه داشته باشید که کارهای کوچکتر ، ساده تر و شدنی تر خواهند بود .
4. مدیریت زمان و الویت بندی را فراموش نكنید، اغلب فردی موفق تر خواهد بود که هر کار را درست ، در زمان درست و با شیوه ی درست انجام دهد .
5. مدتی از وقت خود را با دیگران و یك دوست صمیمی سپری كنید. سعی كنید فردی را در زندگی بیابید كه بتوانید به وی اعتماد كرده و با وی درد دل كنید، این مسئله نقش مهمی در افزایش توانائی ها و قابلیت های شما خواهد داشت و بسیاری از استرس ها و اضطراب هایتان را تخلیه خواهد کرد .
6. نه گفتن را یاد بگیرید ! لازم نیست پاسخ ما در مقابل تمامی خواسته ها ( از هر رنگ و بو ، و از هر شکل و فرم ) بله باشد ، گاهی اوقات گفتن " نه " یک هنر است و داشتن این هنر بسیاری از مشکلات ما را کاهش داده و مسیرمان را هموارتر خواهد ساخت . مطمئن باید نه گفتن همیشه بمعنی سنگدلی و یا نداشتن احساس و انسانیت و ... نیست !
7. در زمانی که باصطلاح عامیانه " روی فرم نیستید " و یا دچار حالت روحی متعادل و مناسبی نیستید از گرفتن تصمیم های مهم و موثر خودداری کنید ، اینگونه تصمیم گیری ها نیاز به روحیه ای شاد ، منطقی بیدار و ذهنی هوشیار و جامع نگر دارند پس کمی به خود فرصت دهید .
8. زمانی که دچار حالت مناسب روحی و خلق و خوی طبیعی نیستید بشدت از افراد منتقد و منفی گرا دوری کنید . همنشینی با این گروه موجب تشدید مشکلات و سخت تر شدن شرایط روحی - روانی شما خواهد شد .
9. ورزش ها ، خصوصا موارد دست جمعی و گروهی ( ترجیحا هوازی ) در کاهش استرس و نرمال ساختن شرایط روحی شما بسیار موثر و مفید خواهند بود . امیدوارم این نکته را جدی بگیرید و به آن عمل کنید .
10. وقتی شرایط روحی مناسبی ندارید ، دوری از محیط استرس زا و تنش آفرین ، همچنین سپری ساختن وقت در شرایطی متفاوت و مفرح و شاداب می تواند در بازسازی ذهن شما بسیار مفید بوده و برای برخورد منطقی تر با شرایط موجود کمک زیادی را بنماید
* در جـوامع غربي در %66 ازدواجها پديده خيانت مشاهده
ميگردد.
* در ازدواجـهـايـي كـه يـكـي از زوجـين دست به خيانت زده
احتمال طلاق افزايش يافته است.
* %75 خيانتهاي جنسي به طلاق كشيده ميشود.
* ماهيت خيانت عشقي با خيانت جنسي تفاوت دارد.
* زنان و مردان براي خيانت عشقي خود دلايل يكسان اما براي خيانتهاي جنسي خود دلايل متفاوتي دارند.
* %15 زنان و %25 مردان جوامع غربي در دوره تاهل و زندگي مشتركشان بيش از 4 رابطه جنسي نامشروع دارند.
* %15 از افراي كه مرتكب خيانت جنسي شده اند همسر پيشين خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج ميكنند.
* %80 از افرادي كه به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر پيشين خود را طلاق داده اند از كرده خود پشيمان ميگردند.
* بيشتر رابطه هاي پنهاني معمولا 3-2 سال بطول مي انجامد اما برخي ممكن است مادام العمر باشد.
* عامل خوشبختي در زندگي زناشويي احتمال خيانت را منتفي نميكند.
* پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان كننده اي براي نداشتن رابطه پنهاني وي نميباشد.
بطور كلي 3 نوع خيانت و يا رابطه پنهاني وجود دارد:....
منبع:مردمان (با کمی تغییر)

" شکست عشقی اتفاقی که اگر منطقی به ان نگاه نکنیم ممکن است ویرانگر باشد.(هر چند که ثابت شده کشنده نیست)
تحول ناگهانی. سیگار.بی حالی و بی حوصلگی .حضور کم در جمعها، یا این که اسطوره غمگینی و آشفتگی می شودو ...؛ اینها تاثیرات کلمه "نه" است که بعضی هایش در فرد ظاهر می شود.
ما در ایران پیشینه ادبیات عاشقانه داریم . شاعران ما یا تجربه کرده اند یا در مورد آن شعر گفته اند .ما شرقی ها هنوز زود دل میبندیم و دیر دل میبریم . البته این خوب است ولی افراط و تفریط در هر کاری بد سرانجام است.
واقعا اینقدر مهمه که ما اینطور دگرگون بشیم؟