تحقيقات متخصصان روي گريه نشان مي دهد كه گريستن به عنوان فعل شخصي دركاهش اضطراب موثر است .
گريه امري طبيعي و عكس العمل روحي انسان و نشانه تندرستي است .

منبع:محسن عزیزی
هیپنوتیزم از کلمه «هیپنوز» یونانی به معنی «خواب» گرفته شده است که در واقع معنی خواب نمیدهد بلکه حالت خواب گونهایست که آنرا از حالات روانی آدمی دانست....
انزوا، احساس تهي بودن و پوچي در درون شماست، احساس ميكنيد از جهان جدا شدهايد و دورافتادهايد و ناگهان از آنچه كه مايليد به آن برسيد، محروم ميشويد، انزوا انواع مختلف و درجههاي متفاوتي دارد. ممكن است انزوا را بعنوان يك احساس مبهم تجربه كرده باشيد كه گويي بعضي چيزها در وضع رضايت بخشي نيست و نوعي پوچي جزئي، به شما دست ميدهد. يا احتمال دارد انزوا را بعنوان يك ناكامي بسيار شديد و دردي جانكاه احساس كنيد. انزوا، انواع متفاوتي دارد؛ گاهي انزوا مربوط به از دست دادن فرد خاصي است؛ چرا كه وي مرده است يا خيلي از شما دور ميباشد. نوع ديگري از انزوا ممكن است بدليل احساس تنهايي و عدم ارتباط با مردم ايجاد شود چون واقعاً، از نظر فيزيكي، از مردم جدا شدهايد، مثل وقتي كه شما در شيفت شب كار ميكنيد يا در بخشي از سازمان كه به ندرت مردم به آنجا ميآيند، به تنهايي مشغول كاريد. حتي شايد زماني كه مردم در اطراف شما هستند، از نظر روحي احساس تنهايي كنيد، چرا كه نميتوانيد با آنها ارتباط برقرار كنيد.
اينها همه سؤالاتي است که موضوع بحث صاحبنظران در نشست علمي سلامت و معنويت را تشکيل ميدهد؛ نشستي که سيام تيرماه 86 در سالن اجتماعات پارک نظامي گنجوي در تهران و به همت مرکز تحقيقات فرهنگي شهرداري، برگزار شد.
آیا احساس میکنید کنترل زندگی از دستانتان خارج است؟
آیـا احسـاس می کنـید دیگران مدام از شما سوء استفاده کـرده و حـقـوق شـمـا را زیـر پـا می گذارند؟ اگر دچار چنین احساسی هستید بی تردید شما تا کنون هیچگونه مرزی میان خود و سایرین تعیین نکرده اید و یا از مرزهای تعیین شـده مـتزلزلی برخوردار هستید. تعریف متعارف مرز چنین اســت: حـد فــاصلی که قلمرو دو کشور و یا دو شـیء را ازهم متمایز میسازد. اما افراد نیز برای بهره مندی از روابط سالم به مرزهای بین فردی محسوسی نیازمندند. مرزهای میان فردی را میتوان اینگونه تعریف کرد:
اينك به گونه اي فهرست وار به مباني روان شناختي افت تحصيلي اشاره مي كنيم :
• شرائط آموزشي و امكانات مطلوب تحصيلي ...
سالروز اغاز امامت ابالایتام بر شماشیعیان عزیز گرامی باد

نوجواني دوره پيچيده اي از رشد انسان است که بين کودکي و بزرگسالي قرار دارد. به همين دليل نوجواني غالبا يک دوره انتقالي تلقي مي شود.
دوره نوجواني دوراني است که در آن کسب هويت ، کسب استقلال عاطفي و مالي از والدين ، برقراري رابطه اثربخش با همسالان ، بالغ شدن و آمادگي براي انتخاب شغل صورت مي گيرد. نوجوانان از نظر جهاني بالغ تر از نظر توانايي شناختي ماهرتر، از نظر شخصي کامل تر و منسجم تر و از نظر اجتماعي مهارتهاي اثربخش تري را پيدا مي کنند.
بهداشت روان، یعنی توانایی زندگی کردن شاد، سازنده و ... بدون دردسر و گرفتاری
بنا به تعریف سازمان جهانی بهداشت (WHO)[1] بهداشت روان فقط به معنی نبود بیماری روانی نیست بلکه بیشتر با نوعی سلامت ذهنی ارتباط دارد. افرادی از نظر روانی سالم هستند که احساس کنند به خوبی با زندگی، مسایل و تغییرات آن کنار میآیند. میتوانند زندگی خود را تحت کنترل داشتهباشند، مسئولیتپذیر باشند. از تواناییهای ذهنی خود بهخوبی استفاده کنند. با دیگران ارتباط خوب و مناسبی برقرار کنند و به فعالیتهای سازنده بپردازند. درحقیقت سلامت روان دارای دامنه بسیار گستردهای است و هیچوقت نمیتوان گفت کسی از نظر روانی سالم است و دیگر لازم نیست کاری برای خود انجام دهد. در طول زندگی، ما با فشارها و استرسهای بزرگ و کوچکی مانند مراحل رشدی، بلوغ، بیماریها، فشار اقتصادی، امتحان، زلزله، رقابت و یا از دست دادن اتوبوس، دیر رسیدن به مدرسه یا محل کار آلودگی هوا، سر و صدای اطراف و ماشینها و ... مواجهایم. به همین خاطر، دردسر و گرفتاری را در تمام دورههای زندگی تجربه میکنیم. این دردسرها و گرفتاریها روی احساس رضایت و شادی ما از زندگی تأثیر میگذارد و باعث میشود تا ارتباطات ما با دیگران مختل شده و سلامت ذهنی و جسمانی ما به خطر بیفتد. در حال حاضر با وجود پیچیدگیهای جامعه امروزی لازم و ضروری است تا سلامت و بهداشت روانی خود را ارتقا داده و با بهتر نمودن وضعیتمان از نظر ارتباطی و تواناییهای ذهنی، سازگاری بهتری را برای خود و دیگران بسازیم. برای رسیدن به یک سطح مناسب و مطلوب از بهداشت روان برنامههای مختلفی ارائه شده است.
طبق تعریف بهداشت روان هر گونه عملی که بهداشت روانی و بهزیستی را در خلال جامعه و افراد افزایش دهد, برنامههای ارتقایی گفته میشود.
عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی، اشخاص نامتعادلی زندگی میکنند. بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، پزشک و مهندس، زارع، استاد دانشگاه و غیره، خطر ابتلا به ناراحتیهای روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض روانی مصونیت ندارد. البته دانستن اینکه هر شخصی ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود، خودبهخود کافی نیست زیرا که بهداشت روانی فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده، بلکه هدف اصلی آن پیشگیری
از وقوع ناراحتیها میباشد. پیشگیری به معنای وسیع آن، عبارت میباشد از بوجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و نرمال است. بهعلاوه درمان اختلالات جزیی رفتار بهمنظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی
اصول بهداشت روانی :
چنانکه قبلاً ذکر شد هدف اصلی بهداشت روانی، پیشگیری است و این منطور بهوسیله ایجاد محیط فردی و اجتماعی مناسب حاصل میگردد.
اصول اساسی بهداشت روانی عبارت است از:
1– احترام فرد به شخصیت خود و دیگران
2 – شناختن محدودیتها در خود و افراد دیگر
3 – دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.
4 – آشنایی به اینکه رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود اوست.
5 – شناسایی احتیاجات و محرکهایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان میگردد.
1 . سازمان جهانی بهداشت (WHO) یک سازمان بینالمللی است که تمام کشورهای جهان در آن عضو میباشند و در زمینه بهداشت جسمانی و روانی در تمام کشورها فعالیت میکند.