عوامل بروز این انحرافات در جامعه چیست؟ ادامه مطلب رو بخونید
از دیدگاه روانشناسی، منظور از مكاتب، الگوهای فكری خاصی است كه توجیهكننده رفتار آدمی با مفهوم و برداشت خاص خود میباشد. روانكاوی، انسانگرایی و رفتارگرایی از مكاتب مهمی هستند كه سه محور اصلی روانشناسی معاصر را تشكیل میدهند.
● بهداشت روانی از نظر اساتید و مكاتب روانشناسی
از دیدگاه روانشناسی، منظور از مكاتب، الگوهای فكری خاصی است كه توجیهكننده رفتار آدمی با مفهوم و برداشت خاص خود میباشد. روانكاوی، انسانگرایی و رفتارگرایی از مكاتب مهمی هستند كه سه محور اصلی روانشناسی معاصر را تشكیل میدهند.
هر چند افراد زیادی در ایجاد مكتب روانكاوی نقش داشتهاند لیكن فروید را پدر و بنیانگذار این مكتب میدانند. فروید و سایر هم مكتبهای او تلاش كردهاند، رشد انسان را بر اساس رویدادهایی كه در دوران كودكی برای او اتفاق افتاده، تجزیه و تحلیل كنند.
طبق این مكتب، انسان بر اساس انگیزشهای درونی آرزوهای سركوب شده یا ناخودآگاه خود عمل میكند. بنابراین هر رفتاری كه از انسان سر میزند، جبری است. مكتب روانكاوی معتقد است، شخصیت انسان از سه عنصر نهاد، من و من برتر تشكیل میشود.
نهاد تنها عنصر ذاتی شخصیت است كه هنگام تولد ایجاد میشود و منبع همه نیروهای غریزی انسان به شمار میرود كه از اصل كسب لذت پیروی میكند.
<نهاد> معمولا به شیوه تكانشی، غیرمنطقی و غیراخلاقی عمل میكند در برخورد با واقعیت متعادل میشود و دومین قسمت شخصیت یعنی من را تشكیل میدهد. <من> یعنی از فكر منطقی استفاده كردن و خواستههای نهاد را بر اساس مقتضیات زمان و مكان برآورده كردن. من از اصل واقعیت تبعیت میكند و از مقررات اجتماعی بیخبر است.
قسمتی از من، دربرخورد با محدودیتهای اجتماعی به من برتر تبدیل میشود. من برتر یعنی همان امر و نهی پدر و مادر یا امر و نهی محیط اجتماعی. در میان این سه سطح شخصیت، كار من از همه مشكلتر است، چون باید بین خواستههای نهاد و محدودیتهای محیط اجتماعی تعادل ایجاد كند.
به نظر روانكاوان، بهداشت روانی زمانی تضمین میشود كه من با واقعیت سازگار شود و همچنین تكانشهای غریزی نهاد به كنترل درآید و فرد بتواند بین سه عنصر شخصیت یعنی نهاد، من و من برتر تعادل برقرار كند. بنابراین اگر بین این سه جزء شخصیت تعارض به وجود آید، فرد احساس تنش میكند و برای حفظ خود، ابزارهایی به وجود میآورد كه به آنها مكانیسمهای دفاعی میگویند.
از جمله مكاتب دیگر روانشناسی انسانگرایی است. این مكتب برخلاف روانكاوی قبول ندارد كه رفتار انسان به طور جبری، بدون اراده و از طریق امیال و آرزوهای سركوب شده دوران كودكی هدایت میشود بلكه معتقد است انسان میتواند بر سرنوشت خود اثر بگذارد یا حتی آن را كنترل كند؛ چون انسان آزاد است پس میتواند خوشبختی و بدبختی را به طور آزاد و با اراده خود تعیین كند.
طبق دیدگاه انسانگرایی، عمدهترین عاملی كه فرد را به حركت وامیدارد نگرشی است كه او به خود و دنیای اطراف خود دارد. مشهورترین پیشروان این مكتب كارلراجرز و آبراهام مزلو هستند. مزلو معتقد است، نیازهای انسان متناسب با نیرومندی، به پنج طبقه نیازهای زیستی، ایمنی، تعلق و عشق، عزتنفس و خودشكوفایی تقسیم میشود. به نظر او بهداشت روانی به معنای ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشكوفایی است.
از جمله مكاتب دیگر، میتوان با رفتارگرایی اشاره كرد. پیروان این مكتب معتقدند، بهداشت روانی به محركها و محیط فرد وابسته است و بر سازگاری فرد با محیط تاكید دارد. این مكتب معتقد است، رفتار ناسالم نیز مانند سایر رفتارها آموخته میشود. از پیروان این مكتب میتوان به پاولف، واتسون و اسكینر اشاره كرد كه در شرطی شدن رفتار بر بازتاب و تقویت تاكید دارند. علاوه بر سه مكتب فوق، مكاتب مختلف دیگری نیز وجود دارند كه ازجمله آنها میتوان شناختگرایی و زیستگرایی را نام برد.
پیروان مكتب شناختگرایی، انسان را به صورت ماشین یا موجودی كه به طور جبری تحت استیلای رویدادهای درونی یا بیرونی است در نظر نمیگیرند. آنها انسان را یك تحلیلگر شناخت در نظر میگیرند. هر چند رفتار گرایان به مطالعه فرآیندهای شناختی و یادگیری شناختی نیز علاقهمند هستند لیكن فرق عمده شناختگرایی با رفتارگرایی این است كه شناختگرایی روی فرآیندهای شناختی انگشت میگذارد و آنها را زیر بنای رفتار میداند، در صورتی كه رفتارگرایی روی اثر محركهای محیط بر رفتار تاكید دارد. پیروان مكتب زیستگرایی، رفتار را با مطالعه اندامها، سلولهای عصبی و توارث تبیین میكنند.
در واقع زیستشناسان، پزشكان و روانپزشكان معتقدند، رفتار میتواند در دستگاه عصبی مركزی یا در برخی نورونها به وجود آید. طبق این مكتب، بهداشت روانی زمانی وجود خواهد داشت كه بافتها و اندامهای بدن به طور سالم كار كنند. هر نوع اختلال در دستگاه عصبی و در فرآیندهای شیمیایی بدن، اختلال روانی را به همراه خواهد آورد.
منبع:www.asheghi4u.blogsky.com
در سالهای گذشته دوست ما به خواستگاری دختر خانمی رفته بود وبا توافق هم مراسم نامزدی نیز برگزار شده بود و چند ماهی را هم با خوبی و خوشی با هم گذ رانده بودند که در این مدت عید قربان مقارن می شود با دوره نامزدی این دو نفر. دوست ما با توجه به این که در این مورد در فامیل و خانواده شان هیچ گونه رسم و رسومی را نداشتند و از رسوم خانواده دختر هم اطلاعی نداشته بود لذا در این روز بخصوص به خانه نامزد خود نرفته و هیچ هدیه ای را هم برای این روز خاص تدارک ندیده بود که همین مسئله برایش مشکل ساز شد. زیرا خانواده دختر رسم داشتند که در اعیاد مذهبی و روزهای خاصی باید خانواده داماد همراه با گل و کاد و و شیرینی برای تبریک به خانه عروس بروند وطبق رسوم آنها اگر در این امر کوتاهی صورت می گرفت نشان دهنده بی احترامی به عروس بود....
.
هروئين (HEROIN)
اسامي عاميانه: HORSE ،SMACK ،BIG H ، BLACH TAR ،CABALLO ،DRAGON،
GEAR SKAG ،BROWN ،JUNK
شكل ظاهري: از خشخاش بدست مي آيد، شكل تغيير يافته مورفين است، هـروئين خالص گرد سفيد رنگي است كه طعم بسيار بدي دارد، هـروئـيـن مـعمولا با مواد ديگري مانند نشاسته، پودر شكر، پودر تالك، پودر شير، آرد و گچ و تركيب مي گردد، هـروئـيـــن ميتواند قهوه اي و يا مانند قير تيره باشد.
طرز استعمال: دود كردن، تزريق وريدي، استنشاق (زماني كه گرم ميگردد ميسوزد و ايجاد دود ميكند به استنشاق دود آن CHASING THE DRAGON ميگويند.)
اثرات آني: خـوشـي زياد، كاهش درد، تـهوع، خـارش شـديـد، چـرت زدن، كـنـد شـدن تـنـفس، خـواب آلـودگـي، نشئـگي، ريـلـكس شـدن. مسـكن درد بسيار قوي، احساس سنگيني، گويي يك پتوي گرم دور بدتان كشيده شده است.
خطرات: بسيار اعتياد آور است، هپاتيت، ايدز، اسـتـعمال بيش از حد تنفس را متوقف كرده و سبب مرگ ميشود. چون با موادي همچون گچ، آرد، تالك و غيره تركيب ميـگردد، استعمال تزريقي آن سبب ايجاد حساسيت در بدن و خارش شديد ميشود. صـــدمه به قلب و عروق خوني، عفونت، هموروئيد و سوء تغذيه، آسيب به كبد و كليه.
كوكائين (COCAIN)
اسامي عاميانه:NOSE CANDY ،BASE ،FLAKE،
TOOT ،WHITE ،BLOW ،SNOW ROCK ،CHARLIE،
COKE ،STARDUST
شكل ظاهري: گرد سفيد رنگي كه از برگهاي خشك شده گياه كوكا بدست مي آيد.با پختن كوكائين همراه با جوش شيرين ماده مخدر ديگري بنام CRACK حاصل مي گــردد. كرك بسيار بسيار اعتياد آور بوده و بشكل حبه هاي سفيد و يا قهوه اي رنگي ميباشـد. معمولا با نشاسته، شكر، ويتامين سي، پودر شير و پودر تالك تركيب مي گردد.
نحوه استعمال: استنشـاق از راه بيـنـي، تـزريق وريـدي، دود كـردن كـرك تـوسط پيپ، جويدن برگها، بكار بردن در غشاء مخاطي دهان، مهبل و مقعد.
اثرات آني: يك محرك ميباشد، اثراتش بسيار زود از ميان مي رود (30 دقيـقـه بـعد) كـه سبب ميگردد فرد احساس افسردگي و نا آرامي كند، حـتي بـا يكـبـار مـصرف اعتـيـادآور است. افـزايش اعتمـاد بنـفس، احسـاس نيـرومنـدي و هـوشـيـاري، سـبــب تپــش قلب مي گـردد، انرژي زا، فرد حراف و يا كم حرف ميشود، سريع و چابك، شنگولي. از مـيـان رفتـن تـمركـز، هــماهنگي حركات و ميل جنسي، تنفـس كـم عـمـق و نامـنـظـم، رفـتـار خشونت آميز، رعشه، بسيار زود اثرش ايجاد مي گـردد (10 ثـانـيـه پـس از اسـتـعـمـال) افزايش انرژي، تقويت نيروي جنسي، ترشح دپامين در مغز.
خطرات: استنشاق آن از را بيني سبب آسيب به پره مــياني بيني شده و در آن ايجاد حفره ميكند. آنقدر خطرناك است كه با اولين مصرف مي تواند سبب سكته قلبي گـردد. مشـكـلات تـنـفسي، آسيـب بـــه ريه، تشنج و مرگ ناگهاني. در دراز مـدت نـيـز سـبـب پارانوئيد، توهم، خشونت و كاهش وزن ميگردد.به مغز و قلب نيز آسيب جدي ميرساند.
ال اس دي (LSD)
مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE ميباشد.
اسامي عاميانه: ACID ،TABS ،BLOTTER
شكل ظاهري: در كاغذهاي مربعي شكل كوچك كه مـعـمـولا روي آنـهـا طرح و نـقـوش مختلفي وجود دارد-بصورت قرصهاي ريزي بنام MICRODOTS ،DOTS، به صـــورت مـايع، كپسول و ژلاتين نيز موجود ميباشد. ال اس دي خالص گرد بي بـو و سفـيـد رنگي است كه از يك نوع قارچ استخراج ميگردد.
نحوه استعمال: استنشاق، دود كردن، تزريق، خوراكي.
ثرات آني: توهم زاي قوي، حالت پرواز (TRIP)، ظـرف يك ساعت پس از مصرف ظـــاهر گشته و 8 الي 12 ساعت اثر آن باقي مي مـاند، فـرد قـادر بـه خـاتمه دادن به اين حالت نمي بـاشـد، رنــگها روشنتر، اصوات جديدتر و حركات و زمان كند تر و يا تندتر مي گـردد. ادغام حواس در يكديگر (رنگها شنيده ميگردد و صداها ديده ميشود)، كاهش اشتها، گر گرفتگي، پارانوئيد، لرز، تپش قلب، سر در گمي و تنفس سريع.
خطرات: يك حالت پرواز و يا نشئه گي حاصل از ال اس دي ميتواند خوشايند بـاشد اما يك تريپ بد بسيار وحشت آور خواهد بود. مسـئـله ديـگر حـالتـي اسـت كه تريپ مجددا بدون استعمال ال اس دي براي فرد بارها و بارها تكرار ميشود كه FLASH-BACK نامــيده ميگردد. افسردگي، روانپريشي، جنـون، تشـنـج، مـرگ، خود كشي از عواقب مصرف آن بشمار ميرود.
مصرف مواد مخدر = تباهي+نابودي+بيماري+پشيماني+شكست+طرد+مرگ
منبع:www.asheghi4u.blogsky.com
یکی از مواردیکه پدر صاحاب دخترها و پسرها را در آورده است عاشق شدن آنها می باشد. امکان ندارد کسی را پیدا کنید که عاشق نشده باشد و روزی 2000 مرتبه به خود بد و بیراه نگفته باشددلیل اصلی آن عدم شناسایی عشق از جاذبه طرفین به دلیل کم تجربگی آنان میباشد.اینکه میبینیدهمواره پسرها دخترها را متهم به بیوفایی میکنند و می خواهند از آنان انتقام بگیرند! و دخترها هم پسرها را نامرد میخوانند ،همه مرگش همین موردیه که گفتم…عوامل دیگری نیز وجود دارد ولی موارد زیر مراحل و عوامل غلطی هستند که شما را از حقیقت دور میکنند و نمی گذارند فکر کنید.مسلماً یک رابطه که بر پایه بنیانی کج قرار گرفته نمی تواند چیز سالمی باشد…ولی اکنون شما آنها را خواهید شناخت و با کمی تمرین می توانید چشمانتان را باز کرده و خود را کنترل کنید..با بیاد داشتن این موارد دیگر براحتی اشتباه نمی کنید….
1-مکان اشتباه…در این گونه عشقها مکان آشنایی یک محل عمومی مثل کافی شاپ ، پارک ، خیابان و غیره و یا مکانهایی مثل مهمانی ، عروسی و نظایر اینها میباشد.نکته اصلی اینجاست که شما در هیچیک از این مکانها نمی توانید آزادانه با هم حرف بزنید و اگر هم بتوانید بدلیل اتفاقی بودن برخورد مختان کلید کرده و دستخوش هیجان میباشد.
2--غیبت معشوق…جمله ای از آلن وجود دارد که میگوید : قدرت عشق در غیبت آن میباشد.شما بعد از برخورد یا به معشوق دسترسی ندارید یا یک دسترسی کوتاه مثل تماس تلفنی یا 2 دقیقه دیدار سر کوچه!!!..شما وقتی امکان برخورد و یا تبادل نظر ندارید امکان ندارد بتوانید بگویید که طرف برای شما مناسب است یا خیر..فقط یک واقعیت وجود دارد وآن هم اینکه شما نقاط ضعف وی را نمیبینید و تمام آنچه را که دوست دارید فرد مورد علاقه تان داشته باشد برای او فرض میکنید!!!!شما از او یک شخصیت می سازید و آن را میبینید نه آنچه که واقعاً او هست…
3-دروغگویی…این عامل بیشتر از جانب پسرهاست.آنها بمحض آشنایی با فردی می دانند که وی را نمی خواهند ولی برای یک استفاده جنسی شروع به پرت و پلا گویی میکنند.دخترها هم مسلماً نمی خواهند که اسباب لذت باشند پس مقاومت می کنند.در نتیجه یک حباب از رابطه شکل میگیرد که بسرعت میترکد و چیزی جز پاره ای ضربات روحی باقی
نمی گذارد…
4-تلقین…شما در برخورد اولیه عموماً جذب صورت و اندام طرف میشوید.شما مدام به هم عادت میکنید و خواهان یکدیگر میشوید در حالیکه در باطنتان گرایش چیز دیگریست.مثل انسان تشنه برای آب به هر دری میزنید و بعد از سیرابی چشمانتان را باز میکنید.مقوله ها را لطفاً با هم قاطی نکنید…سر حد یک رابطه عاشقانه می تواند یک رابطه جسمی باشد ولی یک خواهش جسمی در پناه عشق بزودی شما را با لگد از خواب بیدار میکند…
5-چشمان بسته…در ملاقاتها و دیدار ها آنچنان تو کف لعبتی که تور زده اید میروید که دیگر نه هیچ چیز میشنوید نه میبینید!!!بعد از یک چنین ملاقاتهایی اگر به شما بگویند چی شد؟؟شما فقط دری وری خواهید گفت!!پس این ملاقاتها هیچ نکته مثبتی ندارد.
6-تقلای بیمورد..شما برای تور کردن طرف مورد علاقه از همه چیز و همه کار میزنید و تمام تمرکزتان را برای بدست آوردن معشوق جمع میکنید.بعد که تلاشهای شما به اشتباه از سمت وی علاقه شدید معنی شد و شما خیالتان راحت شد ، بادتان می خوابد و دوباره خودتان میشوید..حالا بامبول در میارین…چون دچار یک نارضایتی پنهان از تلاشی که کرده اید میباشید..رابطه شما بزودی از هم میپاشد…
7-…پسرها و دخترها از سنین پایین شروع به یافتن همسر میکنند.در زمانی که هیچ آمادگی اجتماعی ندارند.آنها یک نیاز ساده دوستی با جنس مخالفرا که بدلیل بلوغ شکل میگیرد را به غلط عشق تعبییر میکنند..با مغزی خام به هم تعهداتی میدهند.غافل از اینکه زمان ، شرایط واقعی را برایشان آشکار میکند و آنها براحتی ضربه روحی می خورند…این ضربات آنقدر تاثیر دارد که در سنین بالا بدور خود دیواری از بی اعتمادی بکشند و همان دیوار باعث تنهائی شان بشود