منبع:www.asheghi4u.blogsky.com
فرمتpdf
کلیک راست و گزینهsave target as رو انتخاب کنید
با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در
نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـا
شاید گـاهی 90 سالگی عمر مـی کنــند، ازدوج و تشکیـل
زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به
وحشـت می اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم
چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان را
نیز معین نمایید، می توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج
غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج
دارید یا خیر؛
مراحل
1- ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز می ترسید. بیشتر افراد از خود ازدواج نمی ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می کند، در ذهن خود مجسم کنید....
در روش فیلم درمانی کا اخیرا باب شده روان شناس یا درمانگر همراه با مراجع به دیدن یک فیلم می نشینند.
هدف این است که درمانگر با دیدن حالات مراجع و یا اینکه او خودش را به جای کدام یک از شخصیت های فیلم میگذارد به علل مشکل او پی ببرد.
در ضمن درمانگر میتواند مراجع را تشویق کند مانند شخصیت فیلم با مشکلات به چالش بپردازد و جرات داشته باشد.
در ایران به دلیل نبودن امکانات مناسب سمعی بصری در مراکز درمانی و و دوبله نشدن قسمتی از فیلم و باور پذیر نبودن فیلم های ایرانی به دلیل پایان خوش و جلو رفتن داستان بر اساس تصادف و دیگر مسایل این روش کاربردی مفید ندارد.
در ادامه مطلب به توضیح هر کدام از دلایل می پردازیم
از ارشیو سایت بی بی سی(مربوط به امسال نیست)
"چهره ترس را چگونه رقم می زنيد؟ شما از چه می ترسيد؟ از صحبت کردن در برابر جمع، تغيير شغل، تنهايی، پيری، خاتمه دادن به يک رابطه؟ مانعی ندارد. به جمع ما بپيونديد. از هر چه که می ترسيد اين کتاب به شما فنونی خواهد آموخت که با توانايی بيشتر به هر موقعيتی در زندگی خود مسلط شويد..."
از کتاب بترس ولی انجام بده نوشته سوزان جفرز نويسنده آمريکايی.
"ديگر لازم نيست يک قربانی باشيد، هرگز. مطالب اين کتاب در مورد اشخاصی است که می خواهند از بازيچه شدن به دست ديگران جلوگيری کنند. که می خواهند روی اين کره خاکی به طور آزاد و رها حرکت کنند..."
از کتاب سررشته زندگی را به دست گيريد نوشته وين داير نويسنده آمريکايی.
اينها نمونه هايی هستند از کتابهای "خود روان درمانی" يا روانشناسی برای عامه که ساليانه صدها هزار نسخه از آنها در سراسر جهان به فروش می رسد و چند سالی است که در ايران هم بازار داغی پيدا کرده اند...
اما عرضه کنندگان اين نوع کتابها همواره در ارتباط مستقيم با مراکز علمی روانشناسی نيستند....
ادامه مطلب خیلی طولانیه( ولی جالب) . اگه حوصله خوندن ندارید کلیک نکنید
روانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار می گيرد .
در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است.
نقش گروه خوني در شخصيت انسانها :
بسياري از دانشمندان زيست شناسي معتقدند خصلت ، منش ، رفتار، توان و كارايي، خلاقيت و خلق و خوي هر فرد بستگي به نوع گروه خوني وي دارد . در بسياري از كشورهاي صنعتي بخصوص ژاپن
همچنين، براي پست هاي مديريتي و اجرائي ، هنگام استخدام افراد ، به نقش گروههاي خوني
توجه ويژه اي دارند.
مي خواهيد بدانيد شما داراي چه شخصيتي هستيد!!!؟
به دلايلي او عوض شده و مخل آسايش و زندگي گرديده. آن رابطه محکم و صميمي بين شما روبه زوال گذاشته است. در اين وضعيت دشوار و عذاب آور چه خواهيد کرد؟
منبع:www.asheghi4u.blogsky.com
دوستیهای امروزی دوستی که بواسطه ردو بدل شدن یه شماره روی کاغذ یا جدیدا روی کارت ویزیت یا تو چت تو تاکسی تو پارک تو سینما تو اتوبوس و هر جا که بگی شروع میشه از بین چندتا شماره ای که میدی بالاخره یه آدم بیکار پیدا میشه و از اون چندتا شماره ای که گرفته شماره ی تو رو انتخاب میکنه و زنگ میزنه .
همه چیزداره شروع میشه میتونه یک شروع خوبی باشه میتونه مسیر زندگی آدمو عوض کنه...
چهار نوع دیگر اعتیاد به عشق...
2- اعتیاد به رابطه
پـیـوستن و ارتـبـاط بـا یـک فـرد بـرای پرهیز از تنهایی و احساس دوست داشتنی نبودن. معتاد به رابطه حتی ممکن است با شخصی رابـطه بـرقـرار کـنـد کـه دوسـتـش نـداشته و کمترین عشقی نسبت به وی نداشته باشد و حـاضر اسـت هـرگـونه رنـج و عــذابی را تحمل کند اما تنها نماند. حتی اگر شریکش یک فرد سوء استفاده کننده و بد رفتار باشد نه تنها وی را ترک نمیکند، بلکه مورد پذیرش نیز قرار میدهد.
3- اعتیاد به عشق رمانتیک
عشـق فـرد مـعـتاد رومـانـتـیک، سـر خـوش کننــده، پــر از روابــط جنـــسـی پــرحــرارت و خیالپردازیهای شهوانی می باشد. فـرد مـعـتاد تـنها برای مدت کوتاهی شیفته فرد دیگر میگردد و از نظر او هدف مورد علاقه آنها قابل تعویض میباشد. هرچه تعداد شریک زندگی بیشتر بهتر. ایـن گونه افراد از فعل و انـفـعالاتی کـه در پـی احسـاس عـاشـقـی بـه آنــها دست می دهد سرمست شده و پس مدتی که این احساسات و هیجانات فروکش کرد فرد معتاد نیز سرد شده و معشوقش را ترک میکند.
4- اعتیاد به عشق خودشیفته
اینگونه افراد خودمحور، کنترل کننده، تملک جو، دارای تـوهم خود بزرگ بینی و احساس کامل بودن دارند، مصون از خطای انسانی. ایـن عاشقـها بـنـظر غـیر صـمیـمـی و از هـم گسیخته می آیند. ممـکن است با افراد دیـگری بـه غـیـر از شـریـک زنـدگـی خـود رابـطـه جنسی برقرار کند. دارای اعتماد بنفس پایینی میباشند. از اغوا، سـلطه گری و مضایقه کردن برای کنترل شریک خود استفاده می کنند.ایـنگونه افراد عقیده دارند فرد مقابلشان از حق انتخاب و یا تغییر در رابطه برخوردار نمیباشد. امـا اشتباه نکنید آنان نیز به شریک خود اعتیاد داشته و وابسته هستند. آنـان نیز از تنهایی و جدایی وحشت دارند. این امر هنگامی نمود پیدا میکند که شریک زندگی ایـن افراد تصمیم به جـدایی میـگیرد آن زمان است که معتاد خود شیفته دست به عملی میزند تا رابطه را حفظ کند.ـ
5- اعتیاد به عشق وسواس گونه
تجربه دلبستگی و خیالپردازیهای محرمانه نسبت به یک فرد میباشد. در واقـع یک عشق یک جانبه. فرد معتاد با قرار ملاقاتها و مناسبات مفرط (تماسهای تلفنی و درخـواستهای ازدواج در همان ابتدای آشنایی) با فرد مـورد نـظرش قـصـد دارد وی را از آن خـود کند. یک شیدایی و عشق مسموم که از اعتماد بنفس پایین و احتیاج معتاد نشات میـگیرد. باید توجه داشت که ریشه اعتیاد بـه عشـق در اعـتـماد بـــنفس پایین میباشد که فرد معتاد باید برای تقویت آن تلاش کند
لیست سی دی های که میتوان از طریق وبلاگ تهیه کرد:
منبع:www.asheghi4u.blogsky.com

هنگامی که عشق از یک عامل رشد دهنده و سازنده خود خارج شـده و جنبه اعتیاد به خود میگیرد بسیار آزار دهنده و مخرب می گـردد. اعتیاد به عشق یک دلبستگی ناسالم (خودآگاه و یا ناخوداگاه) به شخص، رابـطـه و یا خود عشق اطلاق میگردد. اعتیاد به عشــق انواع گوناگونی داشته که یکایک به آنها میپردازیم:
1- اعتیاد به عشق هم وابسته
ایـن نـوع اعـتـیـاد متداولترین نوع اعتیاد به عشق میباشد.
خـصـوصیـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زیر است:
فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـی بـرای فردی کـه به وی اعتیاد دارد اختصاص میدهد.
به خود بی توجه بوده و برای خودش ارزشی قائل نمیباشد.
قادر به تحمل همه چیز میباشد غیر از ترک شدگی و تنهایی.
دارای اعتماد بنفس پـایـیـن اسـت. در تـعیین هویت خـویـش، دفـاع از خـویش و مراقبت از خویش دچار مشکل میباشد.
با آنکه محتـاج یـک رابـطـه صمـیـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صمیمیت و نزدیکی نمیباشد.
با کنترل منفی قصد کنترل رابطه را دارد: به شریک خود میگـویـد چگونه باید رفتار کند تا رضایت وی را تامین کند و یا بالعکس.
رابطه یک جانبه میباشد. تمایل دارد عشق را با ترحم اشتباه بگیرد.
مسئـولیـت اعــمال دیگران را به طرز اغراق آمیزی به عهده می گـیـرد و بـیـش از وظایف قانونیش کار انجام میدهد.
نیاز شدیدی به پذیرش و تصدیق دیگران دارد. نیازمند به کنترل دیگران است.
هنگامی که میخواهد حق خود را مطالبه کند احساس گناه میکند.
از تـنـهایی هـراسـان اسـت. بـه خـود و دیـگران اعتماد ندارد. دروغ گـو و هـمـواره خشمگین بوده و در تصمیم گیری دارای مشکل میباشد.
معمولا به سیگار، کار زیاد، الکل و داروهای مسکن اعـتـیـاد داشـتـه و یـا قمـارباز میباشد.
تمام توجـه و دغـدغـه های زنـدگیش را به حل مشکلات شریک زندگیش معطوف می کند و از علایق و منافع خودش صرفنظر می نماید.
برای تقویت اعتماد بنفس اندک خود به عوامل خارجی پناه میبرد.
اعتماد بنـفـس وی با حـل مشکـلات و تسـکیـن درد و رنج هـای شـریک زندگیش تقویت میگردد.
هنگامی که شریک زندگیش وی را دوست می دارد احسـاس خـوشـایـنـدی پیدا میکند و بالعکس.
ترس از خشم شریک زندگی و طرد شدن مبنا و تعیین کننده اعمال و رفتار معتاد میباشد.
تمام آمال و آرزوهای آینده معتاد به شریک زندگیش وابسته و عجین شده است.
برای جلب رضایت و مـراقـبـت از شـریـک زنـدگـی خـود دسـت بـه هـر گـونـه عمل فداکارانه ای می زننـد. زیـرا از آن وحشت دارد که نـکنـد شـریـک زنـدگیــش از وی ناخوشنود گردد چون فکر میکند شریک ناراضی وی را ترک خواهد کرد.
نـاتـوانـی در تـعـیین حد و مرزهای معقول: خـود را بـا شـریـک زنـدگـیـش یـک فـرد میپندارد.
هنگامی که شریک زندگیش خواهان رشد فردی میباشد هراسان میـگـردد چـون این عمل را تهدید تلقی میکند.
راه حلهای مشکلاتش را در خودش جستجو نمیکند بـلـکه در شـریکش میجوید.
برای حس کامل بودن به شریک خود محتاج است.
در واقع این اعتیاد ریشه در کودکی فرد معتاد دارد زمانی کـه مـورد بـی مهری و طرد شدگی والدینش قرار می گرفته است. بنابراین دنیا را مکانی نا امن یافته و میپندارد نمیتواند فردی دوست داشتنی باشد. وی دست بـه هر عملی میزند تا شریک زندگیش را کـنـار خـود حـفـظ کـنـد حـتـی اگـر شریـک زنـدگیـش مـعـتاد به مواد مخدر باشد. بنابراین ممکن است در برابر اعتیاد وی سـکوت کـنـد تـا شریک زندگیش وی را ترک نکند بنابراین یک نوع معامله با یکدیگر می کنند. بـه عبـارتی دیگر به یکدیگر "هم وابسته" میگردند. ...
ادامه دارد....
درسنین کودکی شاید یکی از اقلام پر مصرف کودکان مدادرنگی و دفتر نقاشی باشد.
کودکان به نقاشی علاقه دارند. با شخصیتهای خیالی شان را رسم میکنند وبا آنها صحبت میکنند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید با بررسی نقاشی کودکان می توان به برخی حالات درونی کودک پی برد. البته این کار ظرافت خاص خودش را میطلبد.
در نقاشی یک کودک عموماخورشید دیده می شود. خورشید نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.
نقاشی زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی كشیدن، قصه گویی، بازی كردن و… شناخته می شوند.
نقاشی به ما كمك می كند تا به دنیای درونی و روح كودك پی ببریم، ..
![]()
برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد.
شاید این مسئله به طور مطلق در مورد همه صدق نکند ولی عموما فرد علاقه مند به یک رنگ خصوصیات زیادی از آن را دارا میباشد. شما به چه رنگی علاقه داری؟
●قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. ...
حجم مقاله ۵۰ خط
اگر رنگها صحیح و بجا انتخاب شوند، مانند یك موسیقی آرام عمل می كنند و بالعكس رنگهایی كه درست استفاده نشوند، باعث آزار و عصبانیت شما خواهند شد. بخوبی می توانید تأثیر رنگها را در محیط اطراف و زندگی تان كشف كنید و ببینید كه شما چگونه نسبت به آنها واكنش نشان می دهید. توجه كنید كه چگونه رنگ و بافت در دنیای واقعی و طبیعی می توانند مانند یك راهنما برای شما عمل كنند.
رنگها متعلق به شخصیت و موجودیت ما هستند ....

حجم مقاله:۴۰ خط
ههایی که از جهت واکنشهای رفتاری و علمی دارای دو گونه تاثیر مثبت و منفی میباشد، عقده حقارت است که در اثر عوامل و انگیزههای گوناگون در روان انسانها بوجود میآید. پیاژه در اینباره میگوید: به نظر روانشناسان هیچ مرد یا زنی نمیتواند بطور کامل از عدم تعادلی که منجر به نشانههای روانی عقده حقارت میشود، فرار کند. ولی این عدم تعادل گاه رسیدن به موفقیتهای بزرگ را سبب میشود. در واقع بعضی پیروزیها را ممکن است نتوان بدون محرک قوی احساس حقارت بدست آورد.
تفاوت بین شخصی که از احساس طبیعی حقارت استفاده مثبت میبرد و از آن برای کسب موفقیت بیشتر بهره میبرد، با کسی که تسلیم آن میشود، فراوان است. اما از نقطه نظر علمی هم آن پیروزی خارقالعاده و هم آن شکست و حالت منفی هر دو ، دو درجه مختلف از عقده حقارت است. هنگام مواجهه یا پیشامدهای تازه ، کوشش دارد با آنها برخورد نکند یا وضع دفاعی بخود بگیرد و یا به نحوی موقعیت خود را عوض کند.
طلاق
روز به روز ازدواجهای ناشاد بیشتری به طلاق ختم میشوند. حدس و گمانهایی راجع به خاستگاه افزایش نرخ طلاق وجود دارند که عبارتند از: افت اخلاقی ، خودخواهی فزاینده نسل من ، جستجو برای تجارب جدید و ناتوانی آدمیان در ایجاد روابط عمیق. امروزه تحریمهای اجتماعی در برابر طلاق از بین رفته است. شاید شگفتی واقعی در آن نباشد که نرخ طلاق این چنین افزایش یافته است. شگفتی حقیقی آن است که در دورهای که هزینههای متارکه که تا چنین حد کافی کاهش یافته ، تا بدیناندازه دیرپا و مقاوم است.
جنبههای مختلف طلاق
محققی به نام بوآن اظهار میدارد که وقتی ازدواج از هم میپاشد، در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد میشود:
طلاق عاطفی زمانی رخ میدهد که ازدواج دستخوشی تباهی میشود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد.)
طلاق قانونی
طلاق اقتصادی ، که در رابطه با پول و توافقهای مالی (مانند مهریه) است.
طلاق هم والدی ، که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند ، خانوادههای تک والدی ، یا حق ملاقات یا فرزندان است.
طلاق اجتماعی ، که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ میدهد.
طلاق روانی ، که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمیر «من» و نه «ما» است.
اثرات طلاق
پس از طلاق ، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کردهاند خود را شخصی ناپسنده و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد میدانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان میدهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال میرود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان گزارش میکنند. طلاق برای زنان تنشزاتر و گسلندهتر است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت.
آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان میدهند، بسیار متفاوتاند، بسیاری از هم میپاشند، اما برخی دیگر ، نوعی تعالی عاطفی را تجربه میکنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت ، پدیدهای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفتهاند، انتخابهایی که در اختیار واداشتهاند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخابها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق میتواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققین به این نتیجه رسیدهاند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیدهای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانهای باشد که در اثر طلاق فروپاشیده است.
کنار آمدن با طلاق
سازگاری با طلاق به عوامل بسیاری وابسته است: نگرش در مورد ازدواج ناموفق ، شخصیت فرد و محیط اجتماعی. برای کنار آمدن با طلاق ، کمکهای بیرونی از سوی متخصصان بهداشت روانی و گروههای خود یاری متشکل از افراد مطلقه (مانند والدین بی همسر) در دسترس هستند. همچنین حتی هنگامی که طرفین عزم خود را برای طلاق جزم کردهاند مشاوره با زوجها میتواند مفید واقع شود. برخی از فنون مسئله گشایی و مهارتهای حل تعرضی هم که برای بهبود ازدواجها بکار میروند میتواند برای کمک به حل آسیبهای ناشی از جدایی موثر باشد.
از وبلاگ همکار عزیزwww.hallaj1001.blogfa.com
2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصارهي آرامش است، با زور نميتوان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.
3- افراد آرام به خود ميگويند كه براي تغيير گذشته كاري نميتوان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگي لذت ميبرند.
4- وقتي احساس ميكنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد.
5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگينتان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش ميشود.
6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظهاي كه هستند، زندگي ميكنند و لذت ميبرند.
7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري ميكنيد.
8- هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرامتر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.
9- مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانهي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.
10- سرعت حركت شما با احساستان رابطهاي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرامتر كنيد، طولي نميكشد كه آرام خواهيد شد. گاهي ميتوانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.
11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟
12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.
13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت.
هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.
در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبي كمك ميكند.
فشردن يك توپ كوچك، تنشهاي عصبياي را كه در انگشتان و دستهاي شما متمركز شدهاند، خالي ميكند.
لباسهاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش ميشود.
14- لحظههاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقتها آنها را به ياد آوريد و دربارهشان فكر كنيد و لذت ببريد.
15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش ميشوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهيها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش ميكند، زيرا ماهيها آرام شنا ميكنند و آرام تنفس ميكنند.
16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.
17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.
18- تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم ميكند و به شما اجازه ميدهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.
19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روشهاي رسيدن به آرامش خاطر رسيدهايد، آنگاه ميتوانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتادهايد، اكنون آشتي است. داشتن يك تكيهگاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش ميشود.
20- احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.
21- يكي از مهمترين مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.
22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش ميشود. نميدانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.
23- اگر ميدانستيد كه : «سيگار كشيدن + ورزش نكردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نميكشيديد و ورزش كردن را به تعويق نميانداختيد. در مورد اين دو موضوع باز هم مطالبي خواهيم داشت.
سایت اول